ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

601

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

الملك الاشرف خليل فرمان داد شهر را درهم كوبند . خبر به فرنگان صور و صيدا و عثليث [ 1 ] رسيد . شهرهاى خود را رها كردند و رفتند . سلطان قدم به اين شهرهاى خالى نهاد و همه را با خاك يكسان كرد . سپس به دمشق بازگرديد . در راه كه مىآمد حسام الدين لاچين المنصورى نايب دمشق را دستگير كرد . بعضى از شياطين به او خبر داده بودند كه سلطان آهنگ كشتن او دارد . او نيز بر اسب نشست و بگريخت . علم الدين سنجر الشجاعى او را تعقيب كرد و بگرفت . الملك الاشرف به بيروت لشكر برد و آنجا را تسخير كرد . سپس بر كرك گذشت . نايب كرك ركن الدين بيبرس دوات دار استعفا خواست . اين ركن الدين بيبرس همان مورخ است . سلطان ، جمال الدين اتسز الاشرفى را به جاى او معين كرد . الملك الاشرف خليل به قاهره بازگرديد . سلامش و خضر و پسران الملك الظاهر بيبرس را كه در زندان اسكندريه بودند به قسطنطينيه فرستاد . سلامش در آنجا درگذشت . سلطان ، شمس الدين سنقر الاشقر و حسام الدين لاچين المنصورى را كه در بند كرده بود آزاد كرد و علم الدين سنجر نايب دمشق را گرفت . و پيش از آنكه خود به مصر بيايد به مصر فرستاد . سلطان فرمان داد در قلعه طاقنماهايى بس وسيع و بلند براى نشستن بسازند و گنبدى در برابر آنها جهت جلوس سلطان در ايام جشن و سرور برپا دارند . اين گنبد مشرف بر ميدان اسب‌دوانى و ميدان بود . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . فتح قلعة الروم سلطان در سال 691 پس از آنكه حسام الدين لاچين را آزاد كرد و بار ديگر به مقر فرمانرواييش فرستاد راهى دمشق شد و از آنجا به حلب رفت و لشكر به قلعة الروم برد و شهر را در ماه جمادى الاولاى همان سال محاصره كرد و پس از سى روز تصرف نمود . مدافعان قلعه سخت پايدارى كردند . سلطان قلعه را ويران نمود و بطرك ارمنى را اسير كرد و به حلب بازگرديد ماه شعبان را در حلب ماند و سيف الدين بلبان الطباخى [ 2 ] را به جاى قراسنقر الظاهرى بر حلب امارت داد . قراسنقر را چون الملك الظاهر بيبرس سرورى بر مماليك داه ؟ بود ، به اين لقب مىخواندند . سلطان به دمشق بازگرديد و عيد فطر را در آنجا سپرى ساخت . لاچين از او بيمناك شد و در شب عيد فطر بگريخت . سلطان براى دستگيرى او خود بر اسب نشست ولى يكى از اعراب در ميان حى خود او را بديد و بگرفت . . و نزد سلطان آورد . سلطان او را بند برنهاده به قاهره گسيل داشت . سلطان در ماه شوال همين سال عز الدين آيبك الحموى را به جاى علم الدين

--> [ ( 1 ) ] متن : عتليه . [ ( 2 ) ] متن : الطباقى .